دریافت فایل کتابچه آموزشی محلولسازی


قابل توجه دانشجویان رشته های شیمی، زیست شناسی و کشاورزی

اگر به کتابچه ای احتیاج دارید که با متن روان و مثال های ساده و سوال های کنکوری و با توضیح کامل، مفاهیم محلول سازی همچون مولاریته وزنی و تعادلی، مولالیته، دانسیته، درصد غلظت، قسمت در میلیون،نرمالیته و ... را توضیح داده باشد می توانید جهت دانلود رایگان این کتابچه اینجا کلیلک کنید. 

[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 19:9 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

آوازه ژنرال بین رزنی ها!

شاید ضرب المثل «عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد» بهترین توصیف برای شرایط و اتفاقات اربعین امسال باشد چرا که دشمنی و گستاخی داعشی های وحشی و حقیر باعث شد تا اراده خداوند اینگونه باشد که بار دیگر در طول این هزار و چهار صد سال از عظمت و حیثیت «خون خدا» دفاع کند و جلال و عظمت امام حسین (ع) را با حضور بیست و چند میلیونی عاشقان فرهنگ عاشورا و کربلا به رخ جهانیان بکشاند.

دشمنان تشیع بار دیگر دریافتند که خون حسین (ع) هنوز تازه است و می جوشد و از ساحت قدسی خویش دفاع می کند و خونخواران غرب نشین و شیوخ فَربه و خائن عربستان هیچ غلطی نمی توانند بکنند.گستاخی داعشی ها باعث شد تا شرایطی رقم بخورد که مردم ایران از محروم ترین و دور افتاده ترین و از هر سن و قشری حتی دانش آموزان هم بتوانند به زیارت کربلای معلی و نجف اشرف بروند و به آرزویی که شاید در حالت عادی چندین سال بعد هم نمی توانستند به آن برسند، دست یابند.

از سوی دیگر این تجمع میلیونی سبب شد تا داعش و اربابانش در عربستان و غرب بفهمند که نمی توان به مقدسات شیعیان حتی چپ نگاه کرد . این تجمع عظیم به نوعی اعلام آمادگی شیعیان جهان برای دفاع نظامی از کربلا و فرهنگ عاشورا بود که پیامد آن قطعا افزایش سطح امنیت در منطقه خواهد بود. اما شاید جالب ترین پیامد این تجمع میلیونی که با حضور بسیاری از ایرانیان برگزار شد این بود که مردم ایران از هر منطقه و شهر و روستای کشور و با هر سطح سن و تحصیلاتی از عوام گرفته تا خواص در طول مدتی که در عراق بودند با سردار دلاور ایرانی و خدماتی که برای امنیت مردم عراق و منطقه غرب آسیا داشته است آشنا شدند.

این روزها هر زائری که از کربلا باز می گردد سینه اش همچون رسانه ای است که آوازه دلاوری ها و رشادت های این سردار سرافراز ایرانی را به آشنایان و اطرافیان خود می رساند و همه با تحیر و غرور از او سخن می گویند.

امروز هر جا که می نشینی داستان شجاعت های سردار سرلشگر پاسدار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقل محفل است و پیر و جوان و زن و مرد از این مرد و آوازه اش سخن می گویند و به خود می بالند.

این روزها حتی در روستاهای دورافتاده شهرستان رزن هم وقتی به استقبال زائرین می روی و یا برای دیدار آنها در منزلشان رفته و پای صحبتشان می نشینی آوازه سردار سلیمانی بر سر زبان هاست و دیگر همه می دانند که داعشی ها همچون سگ از این اسطوره ایرانی در هراسند و از او می گریزند و حتی کنگره آمریکا هم از دست او و سربازانش به ستوه آمده و راهی جز فحاشی و عصبانیت ندارد.

[ جمعه بیست و هشتم آذر 1393 ] [ 17:3 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

معضلات تغییر الگوی پوشش در شهرستان رزن

کمی دقت کافی است تا متوجه شویم که طرز پوشش و سبک زندگی نوجوانان و متولدین دهه هفتاد و هشتاد در شهرستان رزن با دهه پیشین خود تفاوت فاحشی دارد . این تفاوت از آن جهت فاحش است که می توان وخامت اوضاع را از طرز پوشش پسران و مخصوصا دختران سنین بین 9 تا 20سال متوجه شد.در شهرهای رزن، قروه و دمق آمار دختران چادری دهه هفتاد و هشتاد بسیار کم است و در روستاها نیز این آمار کمتر از سالهای قبل است. واضح است که این موضوع نشات گرفته از تغییر سبک زندگی در شهرستان است که به تبع استان ها و شهرهای دیگر کشور تغییر یافته است. موضوع تغییر الگوی پسران و مخصوصا دختران دهه هفتاد و هشتاد در شهرستان بسیار موضوع خطرناکی است که در سایه غفلت مسئولین و انقلابیون شهرستان در حال گسترش می باشد. همانطور که می دانید مقوله«حیا» قویترین سیستم بازدارنده از گناه در جامعه سنتی ایران و شهرستان ما بوده و هست که متاسفانه از بین رفتن بخشی از حیای عمومی در بین این نسل اولین نتیجه تغییر این الگوی پوشش است. موضوعی که در این بین خطرناک است، ذهنیتی است که حتی در بین متدینین جامعه در قبال این موضوع کم کم در حال شکل گیری است و آن تفکر این است که «بچه هایی که لباسهاس تنگ و کوتاه می پوشند هم اعتقادات دینی قوی ای دارند پس این نوع پوشش بد نیست و با این پوشش هم میتوان یک مسلمان حقیقی بود.» اما همه می دانیم که اسلام در مورد حجاب حکم صریح دارد و تجربه نشان داده است که هر جا ما به احکام صریح قرآن و اسلام کم توجهی کرده ایم و از خودمان نظریه و تفسیر دینی و اجتماعی دَر کرده ایم مدتی بعد متضرر شده ایم و پشیمان. پس اینجا هم نباید از احکام خدا در مورد عفت و پوشش کوتاه بیاییم و از خودمان فلسفه بافی کنیم. واقعیت این است که پوشش نامناسب جوانان و مخصوصا دختران می تواند در خیابان موجب تحریک جنسی جنس مخالف شود حتی اگر آن خانم بدحجاب باطنا علامه علوم دینی باشد. چرا که جنس مخالف در جامعه و خیابان از طریق چشم تحریک می شود و قضاوت و خیال بافی میکند و از درون انسانها خبری ندارد. و این موضوع یک مقوله عادی شدنی هم نیست که بگوییم پس از چند سال به قول معروف «جنبه» مردم بالا میرود و تحریک نمی شوند. برای نمونه می توان شهر تهران را مثال زد که از حدود اواسط دهه هفتاد الگوی پوشش دراین شهر به شدت تغییر کرد و الان که حدود بیست سال از این تغییر میگذرد نه تنها این موضوع عادی نشده است بلکه هر روز در حال بدتر شدن است و هر بار شکل جدیدی به خود میگیرد و فاجعه بارتر می شود. اگر واقع گرایانه بنگریم باید بپذیریم که ما در شهرستان خود پوشش برتر اسلامی را که باعث امنیت روانی و بصری جوانان در معابر ، گذرگاه ها و ملأ عام می شد در بین متولدین دهه هفتاد و مخصوصا هشتاد از دست داده ایم و مقصر اصلی در این میان خانواده ها و مسئولین و متولیان فرهنگی جامعه هستند. اینطورکه به نظر می رسد ما نسل دختران دهه هفتاد و مخصوصا هشتاد را که مادران فردای جامعه هستند دراین مورد از دست داده ایم و نهایتا می توانیم در مورد این نسل به فکر بدتر نشدن اوضاع باشیم و برای نسل های بعد برنامه ریزی کنیم و متاسفانه برنامه ریزی طولانی مدت فرهنگی همان چیزی است که ما ایرانی ها تا کنون در آن موفق نبوده ایم. به امید روزی که هم بتوانیم برای فرهنگ سی سال بعدمان برنامه ریزی صحیح کنیم و هم تا آخرین لحظه پای آن بایستیم و شُل نشویم.

[ جمعه هفتم آذر 1393 ] [ 23:39 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

آهای مردم تهران!...آهای مردم رزن!

در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است که خداوند عزوجل به حضرت شعیب(ع) وحی فرستاد ای شعیب! صدهزار نفر از قوم تو باید هلاک شوند:«چهل هزار نفر از گناهکاران و شصت هزار نفر از نیکوکاران.» حضرت شعیب(ع) عرض کرد:«پروردگارا! انسانهای بدکار به سبب گناهشان باید هلاک شوند و مستوجب عذاب هم هستند، اما نیکوکارن به چه سبب باید نابود شوند؟» خطاب شد:« به این سبب که آنان شاهد ارتکاب گناه بودند و سکوت کردند. [الکافی: 5/56]

 

الان در تهران بدحجابی و بی حجابی و انحرافات جنسی جوانان شرایط بسیار خطرناکی را ایجاد کرده است و شاید عذاب الهی چندان دور از این جامعه نباشد. مخصوصا اینکه در این شهر امر به معروف و نهی از منکر لسانی نیز مرده است و نشانی از آن دیده نمی شود و در چنین جامعه ای خوب و بد با هم دچار عذاب الهی خواهند شد. شاید بتوان طوفان های غبارآلود دوماه پیش تهران را در این راستا تفسیر کرد. البته روی سخن این نوشته با همه مردم تهران یا همه ی مردم  رزن نیست بلکه مقصود، آن دسته از مردمی هستند که به احکام اسلام بی اعتنایی کرده و جامعه را به انحراف می کشانند.

 

آهای مردم تهران!

ای کسانی که پول پرستی می کنید و دروغ گویی، خیانت به نوامیس، بدحجابی، نزول خواری، روزه خواری، کم فروشی و بی اخلاقی برایتان عادی شده است؛ دیر نباشد که به دلیل این ظلم ها و بی دینی ها مشمول عذاب الهی شوید و کسانی را هم که از نهی از منکر دست کشیده اند با خود در این آتش بسوزانید.

آهای مردم رزن!

ای کسانی که در حرف زدن و فکر کردن و لباس پوشیدن و زندگی و کسب وکار، تهران و تهرانی شدن به الگو و کعبه آمال شما تبدیل شده است و همیشه سعی می کنید ادای تهرانی ها را در بیاورید، بدانید که خود تهرانی ها هم شیفته فرهنگ غرب شده اند و در منجلاب تبعات این «غرب شیفتگی» در حال فرو رفتنند و  شما هم در صورت تقلید از آنان در این مرداب فرو خواهید رفت و عذاب الهی دامان شما را نیز خواهد گرفت و آن روز دیگر پشیمانی سود چندانی نخواهد داشت.

 

 

 

 

 

 

 

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 18:2 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

آیا می توان ماهواره را جمع کرد؟

چند صباحی است که موضوع آسیب های ماهواره در جامعه و خانواده ها مجددا نقل محافل شده است و دستگاههای فرهنگی کشور و به تبع آن شهرستان ما به تکاپو افتاده اند تا با «روشهای اقناعی» مردم را از استفاده از ماهواره بازدارند. در این که این حرکت، حرکت خوب و به قول معروف مبارکی است شکی نیست اما باید در این زمینه به چند نکته توجه کرد:

1-     نکته اول و اصلی این است که بدانیم روش «اقناع» روشی زمان بَر است. واقعیت این است که دشمن در طول سی و چند سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با صرف هزینه های میلیاردی و بکارگیری جذاب ترین ابزار و جدیدترین تکنولوژی، مردم مسلمان را قانع و راضی کرده است که این رسانه ضد اسلامی را تا اتاق خواب خود نیز راه دهند، پس ما نباید انتظار داشته باشیم که با تلاش چندماهه و حتی چندساله ما تمام دسترنج سی و چندساله دشمن به باد برود و دارندگان ماهواره راضی شوند که از جذابیت های آن بگذرند و آن را کنار بگذارند. پس با کمال احترام باید خدمت آن دسته از مسئولین فرهنگی که انتظار حصول نتیجه و یا بهتر بگویم «معجزه» را در کوتاه مدت دارند گفت:« این  انتظار شما نه منطقی است نه کارشناسی و نه امکانپذیر!» بلکه تحقق این هدف نیاز به زمان طولانی و تلاش شبانه روزی دارد و ما ایرانی ها باید یاد بگیریم که برای رسیدن به اهداف بزرگ فرهنگی باید برنامه ریزی دقیق و بلند مدت داشته باشیم و به آن ریز به ریز عمل کنیم.

2-     برای اقناع فکری باید حجم و تنوع تبلیغات مفید را بالا برد. در واقع باید اذهان جامعه هدف را «بمباران رسانه ای» کرد و این کار باید همزمان با تمام روشهای ممکن و ظرفیت های موجود و در دسترس صورت گیرد.

3-     شاید وقتی به افزایش روز افزون استفاده از ماهواره بنگریم این سوال یأس آمیز را از خود بپرسیم که «چطور می توان با این روشها جلوی نفوذ ماهواره را به فضای خانواده ها گرفت؟» در پاسخ به این سوال باید به اهمیت تبلیغات، بیشتر توجه کنیم. شبکه های مبتذل و نیمه مبتذل ماهواره ای توانسته اند به بخشی از خانواده های جامعه ما که تقریبا همه آنها دارای بنیان های نسبتا قوی دینی هستند راه پیدا کنند یعنی صاحبان این شبکه ها موفق شده اند با تبلیغات و بهره گیری از جذابیت های بصری و ترفندهای رسانه ای سد مستحکم دین و حریم اخلاقی را رفته رفته در خانواده شکسته و از آن بگذرند پس در این صورت ما هم می توانیم با همان روش یعنی تبلیغات و روشنگری های مداوم و مناسب، خانواده ها را از مضرات این شبکه ها آگاه کرده و جلوی گسترش آنرا بگیریم. یادمان نرود ما در این میان برگ برنده ای به نام دین و ارزشهای اسلامی داریم که آموزه های آن با تار و پود مردم جامعه ما عجین شده است و کاملا در تضاد با محتوای ارائه شده در شبکه های ماهواره ای است. دامن زدن به این تضاد و علنی کردن و جا انداختن ابعاد مختلف این تناقض در ذهن مردم می تواند کم کم ما را پیروز این میدان گرداند.

4-     با این که بصیرت افزایی و آگاهی رسانی در زمینه مضرات ماهواره برای حریم خانواده روشی مناسب و تاثیرگذار است اما باید بدانیم که اصلی ترین راهکار برای مقابله با این «گنداب فساد» تقویت نیروی خودنگهدارنده ی درونی در انسان است که میتواند با قدرت خود، چه در خفا و چه در عیان، انسان را از انجام هر منکری باز دارد و این نیروی خودنگهدارنده همان «تقوا» است. تعمیق معرفت دینی و انس با کلام الهی می تواند این استحکام درونی را افزایش دهد و این موضوعی است که باید روی آن سرمایه گذاری اساسی نمود.

5-     و نکته آخر اینکه تمام کسانی که دغدغه فرهنگ دارند و افزایش دیش های ماهواره نگرانشان می کند اولا باید در راه دغدغه خود با برنامه ریزی صحیح تلاش بی وقفه کرده و بجنگند و ثانیا اجازه ندهند واکنشها و جملات مایوس کننده انسان های منفعل بهانه گیر و «نِق نقو» حرکت آنها را کُند و یا دلسردشان کند. 

[ سه شنبه هفتم مرداد 1393 ] [ 0:31 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

به غزه برو ای داعشی!!

اگر راست می گویی به غزه برو ای داعشی! اگر واقعا قصد جهاد فی سبیل الله داری به غزه برو و با کفار واقعی و دشمنان اصلی آیین محمد(ص) بجنگ. اگر راست می گویی به جای سر بریدن مردان و کودکان سوری و عراقی، حلقوم نتانیاهو و سربازان اسرائیلی را پاره کن. اگر راست می گویی به جای تجاوز به زنان علوی سوریه و عراق، خشونتت را برای صهیونیست های آدم کش خرج کن. به جای اینکه با چشمان دریده و هیبت کریه خود لرزه بر اندام کودکان بی دفاع مسلمان بیندازی، قاتل کودکان بی گناه غزه را بترسان و از فلسطین دور کن. به جای اینکه «دولت اسلامی عراق و شام» و «حکومت خلافت» را در سرزمین هایی که پیش از این هم دولت اسلامی داشتند تاسیس کنی، به غزه و بیت المقدس برو و کفار و فرزندان خونخوار تئودور هرتزل را از فلسطین بیرون بینداز.

 

 چرا به تو شک نکنیم ای داعشی؟ چرا شک نکنیم در حالی که تو و اسلاف تو از روزی که سلاح به دست گرفته اید حتی یک تیر هم به سوی آمریکا و صهیونیست های مسلمان کُش شلیک نکرده اید! و برعکس، همه فشنگ هایتان سینه ی مسلمانان را دریده است.تو هم مثل اربابان سعودی ات از تخم و ترکه ی ابوسفیانی چرا که آل سعود هم همواره در خدمت اسرائیل و آمریکا بوده و به مسلمانان خیانت کرده است. آری ای داعشی! اگر راست میگویی و مسلمان هستی ادامه ریش بلند و خون آلودت را درون شلوارت بگذار و محکم بایست و فریاد الله اکبرت را بر سر صهیونیست ها بکش و با اره برقی هایت به جان فرزندان موشه دایان بیفت نه به جان مسلمانان سوری.

کاش به جای اینکه در راه اهداف آمریکا و آل سعود با محارم خود جهادالنکاح کنی بیایی و در غزه در مقابل وحشی گریهای صهیونیست ها بایستی و از نوامیس مسلمانان دفاع کنی. اگر جرات داری به غزه برو و با سرهایی که از تن توله های شیمون پرز می بُری فوتبال بازی کن. شاید بهتر باشد کمی از آن ریش سه متری ات را کوتاه کنی تا شاید مغزت هم کمی کار کند و بتوانی حق را از باطل تشخیص دهی.

آری؛ به غزه برو ای داعشی و گلوله هایت را خرج دشمنان واقعی رسول الله(ص) کن. اما واضح است که تو به غزه نخواهی رفت چرا که در این صورت اربابان اسرائیلی و سعودی ات از تو خواهند رنجید و سیل دلارهای آنان به سوی تو قطع خواد شد و حال آن که بقای تو در گرو همین دلارهاست.

 

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 16:1 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

فقط خواستم تشکر کنم!

چند روز پیش که روز شهادت امام علی (ع) بود من هم مثل خیل عزاداران این روز، پیراهن روشنم را از تن کندم و پیراهن سیاه به تن کردم. سر ظهر که برای رفتن به مسجد از خانه بیرون آمدم و زیر تابش آفتاب راه رفتم چنان داغ شدم که یک لحظه خواستم برگردم و به مسجد نروم. پیراهن مشکی من انگار به تنهایی تمام نور خورشید را به خود جذب می کرد و تن من را می سوزاند.

در آن لحظات به تنها چیزی که فکر می کردم این بود که خانم های محجبه که با چادر مشکی که تن آنان را کاملا می پوشاند و طبیعتا چندین برابر یک پیراهن مردانه گرما را به خود جذب می کند چگونه در این آفتاب سوزان در جامعه رفت و آمد می کنند، روزه می گیرند،‌بچه داری می کنند، خرید می کنند و ...؟

 

قصدم از نوشتن این چند خط این بود که به خودمان یادآوری کنم این خانم ها به هر دلیلی،چه عادت و چه عقیده، به هر حال چادر به تن دارند و با پوشاندن تن خود از انحراف اخلاقی جامعه جلوگیری می کنند و یا از آن می کاهند و این موضوع در روزگاری که هر خانم یک ساپورت می پوشد و با تن نمایی خود به جان اعتقادات جوانان جامعه افتاده است، حقا و انصافا قابل تقدیر است. مخصوصا حجاب خانم هایی که چادر را درست سر می کنند و واقعا قواعد پوشیدگی اسلامی را رعایت می کنند را باید مورد تقدیر قرار داد. من فقط خواستم تشکر کنم ...

متشکرم...  

 

 

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 15:4 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

بگذار تو را اُمّل بخوانند!

گویی نگاه خورشید تنها و تنها به ماست.این روزها خیلی ها برای فرار از لهیب آفتاب حاضرند از خیلی از اصول فرار کنند.این روزها خیلی ها لباسشان نازکتر و کوتاهتر شده است. این روزها خیلی ها روسری برسرشان بند نمی شود،خیلی از خانم ها آستینهای لباسشان به بالاتر از آرنجشان رسیده است.این روزها خیلی ها درون ماشین شخصی خود اصلا حجاب به سر ندارند،خیلی ها گرمای تابستان را بهانه کرده اند و مختصر لباسی می پوشند و خیلی ها... .

 

اما تو خواهرم،هنوز هم بر عهد و پیمانت استواری،برای تو هوز هم حجاب خط مقدم تمام جبهه هاست،برای تو هنوز هم حیا عمیق ترین فلسفه ی آزادی است.فرقی نمی کند...برای تو هیچ فرقی نمی کند حتی اگر گرمای کوچه و خیابان طاقت فرسا شود، حتی اگر نگاه داغ خورشید تنها و تنها به تو باشد و حتی اگر از آسمان آتش هم ببارد ،خورشید ناتوان خواهد بود از این که بر ایمان تو و بر عهد و پیمان تو کوچکترین خدشه ای وارد کند.خواهرم در این بازار داغ نظربازی ها و تنگ پوشیدن ها و نیمه پوشیدن ها و کوتاه پوشیدن ها بهشت هم برای تو کم است چرا که چادر تو چرا که حجب و حیای تو تیری است جانگداز بر دل و دیده ی دشمنان دین و آیین محمد(ص).

 خواهرم بگذار تو را اُمّل بخوانند، بگذار تو را سختگیر و عقب مانده بدانند، بگذار در ادارات و فروشگاهها به تو کم توجهی کنند و تو را کم کلاس و بی کلاس بخوانند،بگذار حتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم به تو کم توجهی کند، ایمان فولادین تو را چه باک که تو در این راه و در این خط ، با بانوی دو عالم و بنت رسول الله حضرت زهرا(س) معامله کرده ای.

 

[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 23:47 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

هر جور که می توانید...

در اولین روز ماه مبارک رمضان امسال هم محفل انس با قرآن کریم با حضور تعدادی از ممتازین جامعه قرآنی کشور در محضر رهبر معظم انقلاب برگزار شد. بنده هم – کاملا تصادفی و با این که نه عضو جامعه قرآنی هستم و نه ممتاز – توفیق حضور در این محفل را داشتم. به نظر حقیر مهمترین نکته ای که در بیانات مقام معظم رهبری وجود داشت دغدغه ایشان در مورد آشنا نبودن عموم مردم جامعه با مفاهیم قرآنی بود که این موضوع را با عبارات زیر بیان فرمودند:

« ما این جلسه‌ی سالی یک‌بار را سالهای متمادی است که داریم، و من پیشرفت محسوس اُنس با قرآن، تلاوت قرآن را در بین مردممان، جوانانمان و علاقه‌مندان و گسترش روزافزون این معنا را میبینم؛ بحمدالله این جای شکرگزاری دارد؛ ولی فاصله‌ی ما با آنچه مطلوب است، فاصله‌ی زیادی است. نه به معنای اینکه سطح قاری ما شخصاً یا نوعاً و مجموعاً از سطح مطلوب پایین‌تر یا خیلی پایین‌تر است؛ نه، این منظور نیست - بحمدالله قرّای خوبی داریم که از لحاظ تلاوت، از لحاظ ترتیل، از لحاظ اصوات و الحان، از لحاظ توجّه به معنا و کیفیّت تلاوت به‌صورت زنده‌کننده‌ی معنای قرآن برای مستمع، در سطوح بالا هستند؛ از این جهات بحمدالله پیشرفتها خیلی خوب است - لکن در سطح عمومی جامعه نه، ما در حدّ مطلوب نیستیم و فاصله‌مان زیاد است. باید در کشور ما و در میان جامعه‌ی ما ترتیبی اتّخاذ بشود که همه‌ی آحاد مردم به‌نحوی با قرآن انس داشته باشند و مفاهیم قرآنی برای اینها مفهوم باشد و معانی قرآن را درک کنند، به قرآن مراجعه کنند؛ ولو به طور اجمال از مفاهیم قرآنی سر دربیاورند. باید به اینجا برسیم. »

(بیانات در محفل انس با قرآن 8/4/1393)

در هر استان و شهرستان کشور ادارات و مسئولینی وجود دارند که به هر کدام وظیفه ای در مورد نشر و گسترش مفاهیم قرانی محول شده است همچون اداره فرهنگ و ارشاد، آموزش و پرورش، بسیج، سازمان تبلیغات اسلامی و ... که اکثر این ادارات و سازمانها نیز در شورای فرهنگ عمومی شهرستان عضو هستند. اینجاست که نقش این شورا در پیاده سازی و بومی سازی فرمایشات رهبر معظم انقلاب نمود پیدا می کند چرا که این مطالبه خطیر فرهنگی که از سوی مقام معظم رهبری مطرح می شود نیاز به یک عظم و برنامه ریزی محکم و دقیق دارد تا بتوان به این مهم دست یافت. وقتی ایشان می فرمایند« باید ... ترتیبی اتّخاذ بشود که... » مطمئنا مخاطب این جمله مسئولین هستند که باید با تصمیم سازی صحیح، مسیر تحقق این مطالبه را هموار کنند. اگر کمی به انحرافات فرهنگی و اجتماعی جامعه دقت کنیم متوجه می شویم که هیچ درمانی بهتر و مطمئن تر از نشر کلام الهی در قلوب انسانها نمی تواند نتیجه بخش باشد. تا کنون نیز کارهای زیادی از سوی ادارات مختلف برای تحقق این مهم صورت گرفته است اما شاید موانعی همچون پراکندگی فعالیت ها و نبود یک حرکت هماهنگ، نبود یک برنامه ریزی چندساله و دقیق، کمبود اعتبارات مالی، در حاشیه قرار گرفتن آموزش قرآن، کمبود مربی آموزش دیده، نبود مداومت و کیفیت در آموزش ها، عدم توجه خانواده ها به اهمیت یادگیری قرآن کریم برای فرزندانشان، نبود صبر برای حصول نتیجه و ... باعث شده است که این شهرستان با بسیاری از شهرستان های دیگر کشور در مشکل متروک ماندن قرآن همدرد باشد. خداوند در آیه 30سوره مبارکه فرقان می فرماید: پیامبر [در روز قیامت] می گوید: ای پروردگار من همانا قوم من این قرآن را متروک گذاشتند.

امیدواریم شورای فرهنگ عمومی شهرستان در اولین جلسه خود، این بار با نگاهی متفاومت، جهادی و پیگیر به این موضوع بپردازد و به هر طریق که می تواند به یادگیری و علاقمندی آحاد جامعه به مفاهیم قرآنی کمک کند و همواره و در تمام جلسات ماهانه پیگیر مصوبات خود در این زمینه باشد چرا که همه گیر شدن مفاهیم قرآنی نیاز به برنامه ریزی چندساله، اهتمام مداوم و کار جهادی و پیگیرانه دارد. فرهنگ قوی، اقتصاد سالم و مولد، امنیت پایدار و تمام مولفه های یک تمدن اسلامی در گرو استحکام درونی است و به فرموده رهبر معظم انقلاب « شما برادران عزیز توجّه داشته باشید که نظام اسلامی و جامعه‌ی اسلامی با انس روزافزون با قرآن استحکام درونی پیدا میکند؛ و استحکام درونی آن چیزی است که جوامع را در راه‌های مطلوب خودشان و به‌سوی مطلوبهای خودشان قادر میسازد و قدرت برخورد با چالشها به جوامع میدهد. » (بیانات در محفل انس با قرآن8/4/1393)

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 14:25 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

برای سربازان گمنام...

اگر راحت در بازار می چرخیم و ویترین مغازه ها را می بینیم، اگر صبح و غروب در خیابان های شلوغ با خیال آسوده راه می رویم و در تاریکی شب در کوچه های خلوت پرسه می زنیم، اگر کودک ده ساله مان در کمال آرامش هر روز از خانه خارج می شود و در آنطرف شهر به مدرسه می رود، اگر خواهر و دخترمان در چندصد کیلومتری شهر خودمان در یک استان و شهر غریب با کمال آسایش به دانشگاه می روند، اگر ناموسمان خارج از خانه شاغل است و کسی جرات نمی کند به او چپ نگاه کند و یا بگوید بالای چشمت ابروست، اگر هیچ ماشینی در خیابان با صد کیلو مواد منفجره منهدم نمی شود و یا هیچ مرد و زن تکفیری با کمربند انفجاری اش به ما حمله انتحاری نمی کند، اگر جنجال های سیاسی و انتخاباتی شهر و کشورمان همچون دیگر کشورهای منطقه، مدام تبدیل به آشوب و جنگ مسلحانه داخلی و کشت و کشتار نمی شود، اگر تفاوت در گویش و زبان و مذهب باعث ناآرامی ها و خونریزی های قومی و قبیله ای نمی گردد و صدها اگر دیگر... معنی اش این نیست که دشمن نداریم یا آمریکاییها از ما بدشان نمی آید یا اینکه تکفیری ها و سلفی ها  به خون ما تشنه نیستند و یا موساد و سیا نمی خواهند توطئه ای بکنند؛ نه هرگز، بلکه معنی اش این است که دشمنان ما «نمی توانند» کاری بکنند! که اگر می توانستندیک لحظه هم درنگ نمی کردند.

 

 

مطمئن باشید اگر آمریکا و اسرائیل و عربستان دوست داشته باشند هر روز ده بمب در سوریه منفجر کنند به طریق اولی «آرزویشان» این است که هر ثانیه صد بمب در شهرهای ایران منفجر کنند تا انتقامشان را از مردم ایران و انقلاب اسلامی بگیرند چون دشمنی آنها با ما هزاران برابر دشمنیشان با سوری ها و عراقی ها و افغان ها و پاکی ها و مصری هاست اما...

اما اگر تا حالا نتوانسته اند امنیت، این نعمت بی نظیر، را از ما بگیرند به این دلیل است که سربازان گمنان امام عصر(عج) تمام این توطئه ها و خرابکاری ها را قبل از وقوع و یا حتی قبل از اقدام به اجرا و یا حتی قبل از طراحی نقشه خرابکاری و یا شاید قبل از خطور این فکر به مغز منافقان و دشمنانمان خنثی کرده اند و با ظاهری شبیه به ظاهر ما بدون ایجاد کوچکترین تلاطمی در جامعه، خرابکاران را که خود را شبیه ما ساخته اند با زیرکی و هوشیاری تمام تشخیص داده و زمین گیر کرده اند تا ما همچنان در سلامت و امنیت کامل به زندگی عادی مان ادامه دهیم و «آب در دلمان تکان نخورد.»

[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ] [ 14:13 ] [ آدم معمولی ]
[ ]

اینجا میدان آرامگاه است؛ محل دفن حجاب و عفاف...

شش ماهه اول سال که هوا گرم است اگر سری به خیابان های منتهی به آرامگاه بوعلی سینا بزنید متوجه می شوید که به همراه پیکر مرحوم شیخ الرئیس بوعلی سینا، حجاب و عفاف نیز در این منطقه دفن شده است. رهگذران و فروشندگان و خریدارانی که با بدترین وضع پوشش و لباس در خیابان ها ظاهر می شوند و با تن نمایی به اغواگری جنس مخالف خود می پردازند. گاهی آرایش و خودنمایی این افراد به قدری غلیظ و زننده است که «انسانیت» را از انسان زده می کند و این سوال را در ذهن انسان متبلور می سازد که «مگر توجه دیگران به ظاهر انسان چقدر مهم است که بعضی ها اینگونه خود را نقاشی می کنند و تا این حد خود را به زحمت می اندازند و در این راه رضایت خالق خویش را نیز قربانی نگاه هوس آلود مخلوق می کنند.»

«همه جا، جای نهی از منکر است...» این جمله رهبر معظم انقلاب است که به لزوم نهی از منکر در تمام موقعیت ها اشاره دارد. اما نباید به محض شنیدن این جمله ذهن ما فقط به سمت تذکر لسانی معطوف شود چرا که این شیوه در خیابان هایی که خیل بدحجابان همچون سیل در حال گذر است نمی تواند به عنوان روش اول انتخاب شود. در اینگونه شرایط باید از راه های دیگر به انجام این واجب الهی همت گماشت.

هنر همواره از بین مسیرهای طولانی و پرپیچ و خم اقناع فکری بشر، مسیر میانبر را پیموده و ذهن آدمی را زودتر به مقصود هنرمند رسانیده است. حال اگر هنرمند، هنر را در جهت مفاهیم الهی و اخلاقی به خدمت بگیرد می توان امید داشت که مخاطب نیز سریعتر و عمیق تر ، حقایق اخلاقی را پذیرفته و کم کم به آنها جامه عمل بپوشاند.

اگر در کنار بنرها، تابلوها و بیلیبوردهای تبلیغاتی و تجاری، مفهوم عفاف و حجاب نیز در قالب طرح های زیبا و جملات و دلنشین و تاثیرگذار  در این خیابان های شلوغ به طور گسترده نصب شود و با نظم زمانی مشخص نگهداری و جایگزین گردد می توان پذیرفت که بخشی از «امر به معرف و نهی از منکر» اینگونه جاری و ساری شده است. تصور کنید که رهگذران این خیابان ها به هر طرف که سر می چرخانند طرح های زیبا و چشم نواز به همراه جملاتی کوتاه و  تامل برانگیز فضای بصری آنها را پر کرده و ذهن آنها را به خود مشغول می کند. این شیوه فقط یکی از شیوه هایی است که می توان در این موقعیت ها آنها در اولویت بالاتری نسبت به تذکر لسانی قرار داد و از آنجا که این طرح ها در عین زیبایی و همه گیر بودن ، مخاطب را نیز به صورت غیر مستقیم مورد اشاره قرار می دهند می توانند تاثیرگذاری بالایی داشته باشند. به امید اینکه در سال مدیریت جهادی فرهنگ شاهد این باشیم که متولیان فرهنگ همدان این خیابان ها را پر از تبلیغات زیبای عفاف و حجاب کنند.

[ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ] [ 16:4 ] [ آدم معمولی ]
[ ]